chidazin

تبديل شمسي به قمري

تبديل شمسي به قمري


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۹ فروردين ۱۳۹۷ساعت: ۰۸:۵۷:۱۰ توسط:chidazin موضوع:

هجري به ميلادي

هجري به ميلادي


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۹ فروردين ۱۳۹۷ساعت: ۰۸:۵۶:۰۰ توسط:chidazin موضوع:

شيرين بينا

شيرين بينا را سالهاست در نقش هاي زني آرام و مادري مهربان مي بينيم. سريال هاي مسافري از هند و كمكم كن ( قاسم جعفري) مجموعه هايي بودند كه در تثبيت اين كليشه و همچنين مشهور شدنش سهم مهمي داشتند، هر چند او حضور در مجموعه هاي تلويزيوني را از سال ها قبل و با بازي در يكي از قسمت هاي  مجموعه «كاراگاه»

 ( حسن هدايت) آغاز كرده بود. بينا كه متولد آذربايجان شرقي است علاوه بر بازيگري  در نوشتن  فيلم نامه « ديوار» با محمد علي  طالبي همكاري داشته و فيلم كوتاهي به نام « نقش عشق»  را ساخته كه جزو فيلم هاي برگزيده جشنواره سوم كوثر شناخته شده است. بينا ساعتي مهمان «نوجوانها» بود.

مخاطب شما را بيشتر در نقش مادر و خواهر هاي مهربان و دلسوز مي شناسد؛ نگران نيستيد كه نقش هاي خود را تكرار كنيد؟

بله همين طور است و به همين دليل كار نمي كنم، چون نقش هاي كليشه اي و تكراري به من پيشنهاد مي شود. پيشنهاد هايي كه به من مي شود همه در يك حد و اندازه است؛ به طور مثال نقش مادر فداكار و خانه دار پيشنهاد مي شود كه قبول نمي كنم و تصور مي كنم همه فهميده اند كه علاقه ندارم نقش هاي تكراري بازي كنم. كارگردان ها و عواملي كه از بازيگران براي كار دعوت مي كنند بايد اين شجاعت را داشته باشند و به بازيگر اعتماد كنند زيرا يك بازيگر مي تواند در قالب هاي مختلفي مانند خاكستري، منفي و چند بعدي هم بازي كند، چون بازيگر است. بازيگر علاقه دارد در نقش ها و شخصيت هاي مختلف در قاب تصوير شود و خود را محك بزند و بتواند توانايي خود را به نمايش بگذارد.

در حال حاضر به عنوان يك بازيگر تلويزيون از نحوه پخش سريال ها راضي هستيد؟

پخش هفتگي يا يك شب در ميان سريال ها به سياست گذارهاي عوامل تلويزيون است و آنها تصميم مي گيرند. به نظرم شايد عوامل دست اندر كار يك سريال علاقه داشته باشند كه سريالشان مدت طولاني روي آنتن باشد. به طور مثال هنگامي كه يك سريال هفتگي پخش مي شود يك سال روي آنتن است اما اگر يك شب در ميان باشد خيلي زود تمام مي شود و به فراموشي سپرده مي شود.پس بايد بگويم رضايت من زماني بايد بيان شود كه آثاري روي آنتن دارم و باز هم بستگي دارد كه چقدر يك اثر را دوست دارم.

شما در سينما كم كار هستيد و در سينماي كودكان و نوجوانان كار هاي قشنگي با

« محمد علي طالبي» انجام داده ايد؛ چرا اكنون كار نمي كنيد؟

توليدات سينماي كودكان و نوجوانان كم است، البته در گونه كودكان و نوجوانان براي بازي دعوت نشدم و اگر پيشنهاد داشته باشم به طور حتم براي نقش مادر خانه دار است، چون مي دانند من نقش مادري را كه نتواند پر قدرت و تاثير گذار باشد، بازي نمي كنم و دوست دارم زن توانمند و تاثير گذاري باشم. در حال حاضر  به سينماي كودكان و نوجوانان توجه نمي شود داستان ها به سوي طنز بي محتوا گرايش پيدا كرده است.

متاسفانه سليقه مخاطب را به سطح نازلي پايين آورده اند. تلويزيون و سينما برايم فرقي نمي كند و علاقه مندم در سينما كار كنم؛ البته اگر نقشي كه برايم نوشته شده جاي كار داشته باشد. در سينماي ما معمولاً براي نقش اول سراغ بازيگراني مي روند كه رسانه اي هستند و بازيگران را در حد نقش مكمل استفاده مي كنند. من پيشنهاد در اين زمينه زياد دارم اما گفته ام نقش فرعي سينما را بازي نمي كنم، زيرا ترجيح مي دهم نقش هاي اصلي و خوب تلويزيون را بازي كنم.

حضور شما معمولا در مجموعه هاي اجتماعي- خانوادگي طي اين سالها مشهود بوده، چرا هيچ وقت  سعي نكرديد متفاوت بازي كنيد؟

من معمولا براي كارهايم انتخاب نمي شوم بلكه انتخاب مي كنم. اين قضيه بيشتر به نوع توليدات ما بر مي گردد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۹ فروردين ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۰:۵۵ توسط:chidazin موضوع:

علينقي وزيري

كلنل وزيري فرزند موسي، افسر قزاق، در نهم مهر ماه سال ۱۲۶۵ خورشيدي در تهران چشم به جهان گشود. پدرش افسر بود. در قديم رسم بود كه هر كس شغل پدر را پيش مي گرفت. بنابراين، پيش بيني مي شد كه علينقي وزيري و برادران ديگر هم كه جمعاً پنج پسر بودند، وارد خدمت نظام خواهند شد. اما تصادفاً دو تن از آنان هنرمند شدند و سه برادر ديگر خدمت ارتش را پيشه ساختند. اين دو هنرمند، يكي علينقي است و ديگري برادر كوچكش، حسن علي كه ابتدا نواختن سنتور را نزد حسن سنتوري آغاز كرد ولي آن را ادامه نداد و عاشق نقاشي شد و به استاد زمانه، كمال الملك، سر سپرد و دنبال اين هنر را گرفت تا به كمال رسيد. محيط خانوادگي وزيري براي آشنايي با موسيقي مساعد بود زيرا دايي مادرش، كه پيرمرد دانشمندي بود، مجلس درس داشت و فلسفه و علوم متعارف آن زمان را از جمله موسيقي تدريس مي كرد. دايي اش، حسين علي خان قزل اياغ، ذوق موسيقي داشت و تار مي نواخت. مادرش هم به موسيقي وارد بود، ضرب مي گرفت و آواز مي خواند. هنگامي كه علينقي به سن چهارده سالگي رسيد، پدرش موسي خان ميرپنج، به رياست قشون استرآباد ماموريت يافت. از آنجا كه علينقي بچه خوش بنيه، سالم و زيركي بود، مادرش به موسي خان گفت: اگر من بتوانم ساير كودكان را در غياب تو نگاهداري كنم، از عهده اين يكي درست برنمي آيم، بهتر است او را هم با خود به سفر ببري. ميرپنج نظر فرزندش را پرسيد و علينقي كه عاشق سواري و تيراندازي و شمشيربازي بود، اظهار خرسندي كرد. پدرش او را نزد رئيس قزاقخانه برد و گفت: من مي خواهم پسرم را كه استعداد نظامي خوبي هم دارد، با خود به سفر ببرم ولي هنوز او به سن سربازي نرسيده است. وقتي رئيس قشون ديد كه او از برخي فنون نظامي به خصوص شمشيربازي اطلاع دارد و بنيه اش هم خوب است، موافقت كرد كه پسر ميرپنج هم لباس نظامي بپوشد و قزاق شود. در اردوي نظامي، دو سه تن شيپورچي بودند كه فرمان هاي نظامي را مي نواختند و مخصوصاً يكي از آن ها از بقيه متبحرتر بود. علينقي به شيپور زدن علاقه پيدا كرد و در مدت چند ماهي كه در اردو بود، اجراي تمامي فرمان ها را به خوبي فراگرفت، به طوري كه شيپورزن قابلي شد. علينقي پانزده ساله بود كه اولين مشق هاي موسيقي را از دايي خويش، حسين علي خان، روي تار فراگرفت. ديري نگذشت كه به ساز علاقمند شد و از معلم خود جلو افتاد. يكي دو سال كه گذشت، چنان به موسيقي علاقه پيدا كرد كه تمام اوقات فراغت خود را به نواختن مشغول بود. برادر كوچكترش، حسن علي خان، مي گفت: برادرم هر كجا سازي مي ديد، نمونه اي به دست مي آورد، چنانكه به تدريج اتاقش موزه اي از سازها شد. تار، سه تار، كمانچه، سنتور، ويولن، فلوت، قره ني، ضرب، دايره، و حتي شيپور هم در اتاقش ديده مي شد و همه اين سازها را كم و بيش مي نواخت اما به ويولن و مخصوصاً تارآشنايي بيشتري داشت. حسينعلي خان مي گفت: وقتي ديدم علينقي با همه اين سازها آشنايي دارد، چون به ذوق او پي بردم و دانستم كه هرگز كسي نخواهد توانست اين همه ساز را خوب بزند، او را تشويق كردم كه فقط تار بزند. او هم نصيحت مرا پذيرفت ولي از ويولن دست برنداشت. وي اولين درس نت خواني را از ياور آقاخان، افسر موزيك، آموخت و بعد از اندك مدتي دريافت كه ديگر معلمش چيزي در چنته ندارد كه به او بياموزد. سپس وي با كشيشي فرانسوي به نام پرژو آشنا شد كه پيانو مي نواخت. علينقي از وي خواهش كرد كه به وي درس بدهد. كشيش كتابي به وي داد كه در اصل دائره المعارفي در باب موسيقي بود. علينقي با خواندن اين كتاب دريافت كه علم موسيقي فقط نت خواندن نيست و مباحث ديگري هست كه بايد نزد استاد فراگرفت. وي مباحث تئوري و هارموني را از كشيش آموخت ولي ماموريت كشيش در ايران تمام شد و از ايران خارج شد. اينجا بود كه علينقي تصميم گرفت براي تكميل معلومات خويش به اروپا برود. وي‌ در ‌۳۱‌ سالگي‌ به‌ مدت‌ ‌۵‌ سال‌ در پاريس‌ و برلين‌، به‌ تحصيل‌ و تجربه‌ در علوم‌ متعارف‌ موسيقي‌ غرب‌ پرداخت‌‌.در طي اين سالها علاوه بر تكميل دانش خود، در نوازندگي تار هم تبحر خاصي پيدا كرد. به طوريكه علاوه بر فرمهاي موسيقي ملي، قادر بود آهنگهاي فرنگي را هم با تار بنوازد. اين كار وي در آن زمان نوعي ابتكار و امتياز محسوب مي شد.كلنل پس از خاتمه تحصيلات خود، در سال ۱۳۰۲ خورشيدي، به ايران بازگشت و در اسفند همان سال با تاسيس مدرسه عالي موسيقي، اولين سنگ بناي موسيقي علمي ايران را گذاشت. در آغاز تاسيس، شاگردان زيادي به آموزشگاه آمدند كه از آن جمله، ابوالحسن صبا، روح الله خالقي، سليمان سپانلو، حسين سنجري، موسي معروفي، جواد معروفي، حسينعلي ملاح، فروتن راد، عبدالعلي وزيري و علي اكبر همايون بودند. در سال ۱۳۰۳ وي با ياري شاگردانش، اركستركوچكي ترتيب داد و براي دوستداران موسيقي، “كلوب موزيكال” به راه انداخت. تا آن زمان موسيقي ايراني كاملاً سينه به سينه منتقل و آموخته مي شد، ولي علينقي وزيري پس از آشنايي با آقا حسينقلي (استاد بزرگ تار)، به او پيشنهاد كرد تا رديف وي را به خط نت بنويسد. او هم پذيرفت و علينقي اين كار را طي مدت دو ماه به اتمام رساند. سپس رديف ميرزا عبدالله را نيز به خط نت تبديل كرد. وي از همان زمان تا واپسين دم حيات خود، در راه اعتلاي موسيقي ملي گام برداشت. به اين سبب بايد به حق، وزيري را پايه گذار موسيقي نو در ايران دانست.اعضاي اين كلوب كه گروهي از اديبان، نويسندگان، موسيقيدانان و شاعران بودند، دوشنبه ها گرد هم جمع مي شدند و به گفتگوهاي ادبي مي پرداختند. در شب هايي كه كلوب موزيكال برنامه داشت، كلنل خود رهبري اركستر را بر عهده مي گرفت و گاهي هم به همراه اركستر مي خواند. موقع خواندن نيز، از شيوه ديگران پيروي نمي كرد. به جاي اينكه اوج گيرد و وسعت حنجره خود را در تحريرهاي طولاني نشان دهد، به معناي شعر هم توجه مي كرد. به همين جهت، بعضي از هنردوستان آوازش را چندان نمي پسنديدند. وزيري با داير كردن كلوب موزيكال، در طول چهار سال فعاليت كلوب، ابتكار ديگري نيز به خرج داد و آن اين كه موسيقي را با تئاتر درآميخت و به تاسيس كلاسي براي تربيت هنرپيشه اقدام كرد و پس از چندي به همراه عده اي از شاگردان همان كلاس، نمايشنامه هاي متعددي را روي صحنه آورد. وي همراه گروه خود به شهرهاي رشت و بندر انزلي (پهلوي) سفر كرد و در اين شهرها به اجراي برنامه پرداخت.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۹ فروردين ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۲۰:۲۵ توسط:chidazin موضوع:

فسيل

فسيل ها خبر از موجودي مي دهند كه روزگاري زنده بوده است. اگر مي خواهيد بدانيد فسيل چگونه به وجود مي آيد ، چرا فسيل ها مخصوصا فسيل جانوران منقرض شده براي فسيل شناسان مهم هستند و از همه مهم تر اگر مي خواهيد خودتان فسيل درست كنيد پيشنهاد مي كنيم اين مطلب را تا آخر بخوانيد.

فسيل كلمه اي انگليسي و به معناي "پنهان شده" است. فسيل ها انواع مختلف دارند . اندازه يك فسيل مي تواند به كوچكي يك دانه و يا به بزرگي يك استخوان دايناسور باشد. فسيل ها در شرايط جوي مناسب و خاص به وجود مي آيند. يك فسيل مي تواند سندي از ميليون ها سال پيش باشد.

15603461-model-dinosaur-fossil

فسيل گياهان:

فسيل دانه هاي سخت و ساختارهاي چوبي گياهان ، بيشترازفسيل گل ها و برگ ها وجود دارند.

از گل ها و برگ هاي خشك شده اثري به عنوان فسيل باقي نمي ماند ولي اثر و ساختار ظريف آنها طي شرايطي روي يك جسم باقي مي ماند و تبديل به فسيل مي شود.

Plant-fossil

فسيل حيوانات:

بقاياي مانده از دندان ، استخوان ، پوست هاي سخت مانند لاك و صدف ، فسيل هاي ماندگارتري نسبت به پوست ، گوشت ، خز ، مو و پر حيوانات هستند. اگر خوش شانس باشيد اين فسيل ها را مي توانيد در كنار اسكلت ، زير خاك و در جاهاي دست نخورده پيدا كنيد.

pikespeak.fossil-fish

فسيل نرم تنان :

هنگامي كه در كنار دريا صدف جمع مي كنيد شايد بين آنها فسيلي از يك نرم تن بيابيد. فسيل ها با حركت دائم آب از زير خاك ، گل و لاي يا ماسه در مي آيند و ممكن است در ساحل پيدا شوند .


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۹ فروردين ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۱۹:۵۱ توسط:chidazin موضوع:

حمام شيخ بهايي

حمام شيخ بهايي با راز عجيب خود، گرم شدن به وسيله يك شمع نشان دهنده نبوغ ايراني و هنرمندي آن در طراحي، معماري و ساخت بنا ست كه مدت ها ذهن جهانيان را به خود مشغول كرده بود.
شيخ بهايي از بزرگترين دانشمندان عصر صفوي در دوره شاه عباس است. او در فلسفه، منطق، نجوم و رياضيات تبحر و صاحب نظر و انديشه بود.
علاوه بر معماري حمام، ساخت ساعت آفتابي در حرم مطهر امام رضا (ع)، معماري مسجد امام اصفهان، مهندسي حصار نجف و... كه زاييده ذهن خلاق و نبوغ ذاتي او بود براي ما به يادگار مانده است.
اين حمام در شعاع 100 متري گنبد نظام الملك در جنوب مسجد عقيق اصفهان قرار دارد. از نظر معماري متعلق به دوره صفويه است و شرايط معماري آن دوره را رعايت كرده است.
در نقل هايي تاريخي هر كجا از اي حمام سخني به ميان آمده است با نام حمام اسرارآميز از آن ياد شده است.
معماري داخلي حمام به اين صورت بود: مكاني با سنگ مرمر براي ماساژ بدن، غرفه هايي براي استراحت و صرف غذاها و نوشيدني هايي كه در حمام هاي عمومي آن زمان رايج بود.

اين حمام دو معماي رازگونه دارد كه تا به امروز به صورت صد در صد حل و كشف نشده اند.

معماي اول، روشن بودن هميشگي شمعي به عنوان تنها منبع گرمايي حمام است.
معماي دوم، گرم شدن مخزن بزرگ حمام با همان يك عدد شمع.
نظر ديگري كه، عنوان گرديده است وجود عصارخانه اي (محلي است كه از دانه هاي روغني، روغن تهيه مي كنند) در نزديكي مسجد است كه از اين عصارخانه روغن خاصي به مخزن گرمايي حمام راه پيدا مي كرد.
حدس ديگر كه راجع به روشن بودن هميشگي شمع زده مي شود اين كه سيستم لوله كشي سفالي زيرزميني در بين آبريزگاه مسجد جامع و اين حمام وجود داشته است كه به روش مكش گازهاي متان و اكسيدهاي گوگردي را به خزانه حمام مي رسانده است و با محاسبات دقيق شيخ بهايي و طراحي منحصر به فرد خزينه اين گازها به عنوان منبع گرما در مشعل خزينه مي سوخته است.
در حين مرمت اين حمام لوله هاي سفالي و چاه هايي كشف شد كه نظريه بالا را تاييد مي كند. بنابراين آب هميشه گرم اين محل با سيستم "دم و گاز" يعني به كمك گاز متان فاضلاب مسجد جامع و چيكيدن روغن عصارخانه شيخ بهايي تامين مي شد.
امروزه علم بازيافت فاضلاب و توليد انرژي از آن در كشورهاي اروپايي و آمريكايي بسيار رايج است اما متاسفانه در ايران كاربردي ندارد.
راز دوم با كشف يك مخترع از مشهد تا حدودي مشخص شد.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۹ فروردين ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۱۹:۲۷ توسط:chidazin موضوع:

قايقي خواهم ساخت

قايقي خواهم ساخت خواهم انداخت به آب دور خواهم شد از اين خاك غريب... آري...قايقي ميسازم...چوب و لوازمش را هم دارم...فكر رفتن توي سر دارم. مي خواهم از اينجا بروم. براي هميشه. اصراري ندارم كه كمكم كني يا همراهم باشي. برو...تنهايم بگذار... مي خواهم تنها باشم. تنهاي تنها. مثل اينكه تنهايي بهتر از جفت بودن است...زين پس ميخواهم با خلوت خودم جفت شوم. ميخواهم به جاي تو خدايم نازم را بكشد. قايقم را كه ساختم، توي آب نمي اندازم! آتشش ميزنم تا با دودش خدا را متوجه خودم كنم. سپس سوار قايقم ميشوم، تا هيزمي شوم براي سرخ تر شدن شعله هايش...تا شعله هاي آتش به روحم بال پرواز بدهد.بال پرواز به سمت هرچه بي نهايت است. ميدانم، پيش خدا هم كه بروم، جز آتش نصيبم نميشود.اما هر چه باشد از اين كره ي خاكي كدر بهتر است.هر چه باشد آنجا در آتش خودت ميسوزي و ميسازي و ميريزي وكسي كاري به كارت ندارد،نمي گويند چرا زبانه هاي آتش تو رنگ عجيبي دارد.آنجا هيچكس با من كاري ندارد.من هم اينجا كاري ندارم.ميخواهم بروم.جايي كه تهي ست از هر چه آدم... خدايا دستم را بگير و مرا ببر پيش خودت! آثار"زمين هم عاشق شده!" زمين را نگاه كن...جامه ي نارنجي به تن كرده...قلبش مثل آهن گداخته سرخ شده!چهره در هم كشيده...اگر كمي ناملايم با او سخن بگويي،رنجيده خاطر ميشود و شروع ميكند به اشك ريختن و فرياد زدن... عاشق است ديگر...هر كس عاشق شود روزگارش همين است.تا دهان باز ميكني تا كلامي با او سخن بگويي برافروخته ميشود و مي غرد! عاشق شدن خودمان را به ياد داري؟!تو آرام و قرار نداشتي...هميشه ابروهايت بهم گره خورده بود و چشمانت نيمه باز بود وقتي كه رنجور ميشدي!چشمان من هم كه هميشه ي خدا تر بود!تا ناراحت ميشدم صدايم مي لرزيد و اشكهايم جاري ميشد.تو اشكهايم را پاك ميكردي و ميگفتي از چشمانت مرواريد مي بارد و مانند صياد كار كشته اي با حوصله اشكهايم را صيد ميكردي و به قول خودت گنجينه اي مي ساختي از مرواريد هاي احساس يك عاشق! من و تو توي اين جاده ي باريك و طولاني،روزگار گذرانده ايم!عاشقي كرده ايم!پا روي قلب چروكيده و زخم خورده ي برگها گذاشته و دردهايشان را شنيده ايم!يادش بخير وقتي پاييز فرش سرخ و دست بافش را روي زمين پهن كرده بود من و تو ساعتها توي اين جاده ي باريك زير باران،بدون چتر قدم زده ايم و خيس شده ايم...نگاه كن...زمين هم عاشق شده...درست مثل ما!!! 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۹ فروردين ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۱۹:۱۰ توسط:chidazin موضوع:

فال رنگي

سودوكو بازي سرگرم كننده و  علمي است كه چند سالي در كشور ما رواج يافته است اما اصل اين بازي از كشور ژاپن به كشورهاي ديگر راه يافته است. نام سودوكو برگرفته از يك جمله ژاپني SUUJI WA DOKUSHIN NI KAGIRU  به معناي (عددها بايد تنها باشند) است.

سودوكو  جدولي است كه از ۹ ستون عمودي و ۹ ستون افقي تشكيل شده است. كل جدول هم خودش  به ۹ ستون كوچك تر تقسيم مي‌شود. براي طرح  كردن وحل جدول سودوكو چند نكته بايد در نظر گرفته شود:

1- در هر سطر جدول بايد تمامي اعداد ۱ الي ۹ بدون تكرار قرار گيرد.

2- در هر ستون جدول بايد تمامي اعداد ۱ الي ۹ بدون تكرار قرار گيرد.

3- در هر ناحيه جدول بايد تمامي اعداد ۱ الي ۹ بدون تكرار قرار گيرد.

در اين كتاب 500 جدول به ترتيب آسان تا بسيار پيچيده قرار دارد. در هر مرحله 100 جدول وجود دارد كه شما مي توانيد به ترتيب از جدول هاي بسيار آسان شروع كنيد تا بعد از مهارت لازم به مراحل سخت تر برسيد اما اگر از  كساني هستيد كه با اين بازي آشنا هستند به راحتي مي توانيد به سراغ مرحله اي برويد كه فكر مي كنيد براي شما مناسب تر است. در پايان هر بخش نيز پاسخ صحيح جدول ها آمده است.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۶ فروردين ۱۳۹۷ساعت: ۰۹:۰۲:۴۲ توسط:chidazin موضوع:

عكس سياه و سفيد

امروزه ديگر فيلم هاي سياه و سفيدي كه چندين سال پيش در همه جا فراوان بود به راحتي پيدا نمي شود و عكاسي با دوربين هاي ديجيتال و موبايل جاي عكاسي با فيلم را گرفته است اما جاذبه عكس هاي سياه و سفيد هرگز از بين نمي رود. همه دوربين هاي ديجيتال گزينه اي براي سياه و سفيد كردن عكس ها دارند و يا بعد از عكاسي به راحتي مي توانيد اين كار را در نرم افزار هاي ويرايش تصوير مانند فتوشاپ انجام دهيد اما براي خلق يك عكس خوب سياه و سفيد به نكات زير نيز توجه كنيد.

كنتراست بالا

بر خلاف عكس هاي زنگي كه كنتراست زياد در آن ها عكس را از بين مي برد در عكس هاي سياه وسفيد يكي از راه هاي برجسته تر كردن موضوع استفاده از كنتراست بالاي تصوير است به نحوي كه بخشي از عكس روشن تر و بخشي در سياهي فرو رود . اين اختلاف رنگ هاي سياه وسفيد اگر با موضوع مناسبي ايجاد شده باشد به راحتي مي تواند توجه بيننده را به عكس جلب كند.عكس سياه و سفيد (2)عكس سياه و سفيد (6)


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۶ فروردين ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۳۳:۴۹ توسط:chidazin موضوع:

رشته داروسازي


1) واحدهاي درسي و طول دوره تحصيل
پس از قبولي براي ورود به اين رشته، دانشجو مي بايست طي يك دوره حداقل پنج سال و نيمه، 209 واحد درسي را بگذراند. به اين صورت كه بعد از گذراندن 180 واحد درسي، موظف به قبولي در آزموني است كه هر ساله به صورت كشوري برگزار مي شود و پس از پذيرش در اين آزمون، امكان فعاليت دانشجويان به عنوان جايگزين مسئول فني در داروخانه ها، همزمان با ادامه تحصيل، وجود دارد.
در زير عناوين واحدهاي درسي ارائه شده در هر ترم، آمده است.

رشته داروسازي

يادگيري علم شيمي با واحد شيمي عمومي آغاز و در ترم هاي بعد، واحدهاي شيمي آلي و شيمي تجزيه، دانشجو را براي آموختن علم شيمي داروئي، كه از پايه هاي علم داروسازيست، آماده مي كند.
هدف از تدريس دروس تشريح و بافت شناسي، فيزيولوژي، ايمونولوژي، انگل شناسي و ميكروب شناسي نيز، ايجاد آمادگي ذهني كافي براي درك بهتر دروس فارماكولوژي و دارودرماني مي باشد. 
از ابتداي سال سوم، يادگيري علوم فارماكولوژي، فارماسيوتيك و فارماكوگنوزي آغاز مي شود.
علم فارماكولوژي به بررسي اثر داروها بر بدن و نحوه عملكرد آنها مي پردازد. فارماسيوتيكس و فيزيكال فارماسي مربوط به نحوه ساخت داروها در صنعت، مواد جانبي به كار رفته در اشكال مختلف داروها و علت كاربرد هر يك از آنها است. علم فارماكوگنوزي نيز، آشنايي با خواص داروئي گياهان است. اين علوم هر يك به شكل جامع از سال سوم تا انتهاي سال پنجم، تدريس مي شوند.
از واحدهاي درسي ديگر، آناليز دستگاهي است كه نحوه كار با دستگاه هاي شناسايي عناصر و مولكول ها و چگونگي تفسير داده هاي حاصل از كاربرد اين دستگاه ها را آموزش مي دهد.
آمار زيستي، روش هاي مطالعات آماري و آزمون هاي آماري مختلف و نحوه اجراي آنها در نرم افزارهاي مختلف را آموزش مي دهد.
همانند ساير رشته ها، در رشته داروسازي هم واحد درسي زبان تخصصي، جهت ارتقاي قدرت فهم متون تخصصي داروسازي و اخلاق حرفه اي براي يادگيري اصول كلي اخلاقي در اين حرفه، ارائه مي شود.
جمعيت و تنظيم خانواده جزء دروس عمومي است.
واحد مواد خوراكي و رژيم درماني، جهت يادگيري كليات مربوط به هرم غذايي و نيازهاي تغذيه اي بيماران تدريس مي شود.
فراورده هاي بيولوژيك، معرفي واكسن ها و پادتن هاست.
مديريت، مديريت خريد، فروش و واردات و صادرات فراورده هاي داروييست.
واژه شناسي، يادگيري معادل هاي انگليسي اصطلاحات رايج در داروسازيست.
از ترم هفتم، آموزش دارودرماني يا همان فارماكوتراپي آغاز مي شود كه اين علم، همه اطلاعات مورد نياز براي تجويز يك دارو؛ از جمله كاربرد دارو، زمان مصرف، عوارض جانبي، دوز لازم در هر بيماري، موارد منع مصرف و ... را در اختيار دانشجو قرار مي دهد.
بيوتكنولوژي، از دروسي است كه محتواي آن، بسيار به روز بوده و از روش هاي جديد براي ساخت داروها با استفاده از موجودات زنده و همچنين ساخت لوازم درماني به كمك موجودات زنده، مطالبي را ارائه مي دهد.
در ترم هشتم، آموزش شيمي داروئي آغاز مي شود كه بررسي نحوه اثر داروها بر بدن با توجه به ساختار شيميايي آنهاست.
همچنين كارآموزي در عرصه داروخانه، از ترم هشتم آغاز مي شود كه در حقيقت، شروع ايستادن دانشجو پشت گيشه داروخانه جهت آموختن فنون لازم جهت كار به عنوان مسئول فني داروخانه است.
سم شناسي(نظري و عملي) و كنترل مسموميت، همانطور كه از اسم آنها مشخص است، آشنايي با انواع سموم از جمله سموم شيميايي و بيولوژيك به كار رفته در جنگ ها، سموم به كار رفته در كشاورزي و ... و نحوه درمان افراد مسموم است.
كشت سلولي نحوه كشت سلولهاي زنده جهت انجام آزمايشات و تحقيقات پزشكي و كنترل ميكروبي، روش هاي آزمايشگاهي كنترل مواد دارويي و غذايي از جهت آلودگي هاي ميكروبي است.


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۶ فروردين ۱۳۹۷ساعت: ۰۷:۳۳:۲۵ توسط:chidazin موضوع: